همه چیز از همه جا


خراب آباد











یک بار بوش با اولمرت درد و دل می کنه که خسته شدم از بس که تو روزنامه ها مسخرم کردند و
 
بهم میگند احمق . اولمرت دلداریش می ده  و می گه من امروز نشونت می دم که  از  تو احمق تر
 
هم هست ! بعد بوش را می بره  و یه  تاکسی در بست می کنه  و  به راننده تاکسی می گه : برو
 
به  این آدرس می خوام ببینم که خودم خونه هستم یا نه ! راننده هم بدون هیچ حرفی راه می افته . 

بعد رسیدن اولمرت به بوش می گه دیدی از تو احمق تر هم هست؟

بوش جواب می ده :  آره , خوب می تونستی زنگ بزنی!

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()