همه چیز از همه جا


خراب آباد











زمانی علی اصغر حکمت وزیر نامدار عصر پهلوی به خراسان می رود و در آنجا به
 
همراه شوکت الملک امیر بیرجند و قائنات برای بازرسی به یکی از مدارس خراسان
 
رفتند و این مدرسه به نام ابن یمین , شاعر معروف عصر سربداران نامیده شده بود.
 
در کلاس درس , بچه ها به سوال وزیر و امیر پاسخ می دادند . شوکت الملک به
 
شوخی به یکی از بچه ها می گوید : آیا می توانی بگویی چه حکمتی بوده است که
 
این مدرسه را به نام ابن یمین نام گذارده اند و فی المثل به نام من یا آقای حکمت نام
 
گذاری نکرده اند؟
 
شاگرد جواب داد: بله ، برای اینکه ابن یمین شاعر معروفی بوده است . آقای حکمت
 
از شاگرد می خواهد تا قطعه شعری از حفظ از ابن یمین بخواند . شاگرد بلا تامل این
 
قطعه شعر را می خواند :
 
 
اگر  دو گاو  بدست  آوری  و مزرعه ای       یکی  امیر  و  یکی  را  وزیر  نام  کنی
 
و  گر  کفاف معاشت نمی شود حاصل        روی  و شام شبی از جهود  وام کنی
 
هز ا ر  بار  از  آن  به  که  بامداد  پگاه        کمر ببندی و برچون خودی سلام کنی
 
سکوت حاضران را فرا گرفت . امیر شوکت الملک در حالی که لبخند میزد رو به آقای
 
حکمت کرد و گفت : برای امیر که حکمت این نام گذاری روشن شد ، جناب وزیر خود
 
دانند . و سپس حاضران لبخندزنان از کلاس خارج شدند .
 
************************** 
 
از کتاب هزار و یک حکایت تاریخی جلد 1 ( محمود حکیمی )

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/٢/٤ ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()