همه چیز از همه جا


خراب آباد











ظل السلطان در هنگام حکمرانی اصفهان ، حسینقلی خان بختیاری را که یکی از
 
سرانایل بختیاری بود به اصفهان دعوت کرد . روزی که حکمران و مهمان با جمعی از
 
بزرگان شهر در تالار قصر نشسته بودند ، مردی از اتباع ( رعایا ) حسینقلی خان با
  
سر و پای برهنه وارد شد و سلام کرد . خان سر برداشت و چون سر و وضع او را دید ,
 
خشمگین شده و گفت : برای چه به شهر آمده ای؟  مرد گفت : برای زیارت شما !
 
خان گفت : احمق خر و گاو و گوسفند ها را رها کرده ای و چندین فرسخ پیاده راه

آمده ای برای زیارت من ؟
 
مرد لر تعظیمی کرد وگفت : « خان ! خرم توئی ، گاوم توئی ، گوسفندم توئی . »

نقل از دهخدا (امثال و حکم )
+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/٢/۳ ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()