همه چیز از همه جا


خراب آباد











این قصیده که بیانگر وضع عقیدتی و سیاسی حاکم بر خاندان سلطنتی عربستان
 
می باشد در مقدمه چاپ سوم کتاب کشف الارتیاب آمده است .

این قصیده از شاعر عرب زبان عبد المطلب امین از زبان عبدالعزیز بن سعود خطاب به
 
ملک عبدالله سروده شده و در اصل جوابی است به قصیده ملک عبدالله با عنوان
 
«الی الملک الثری» یعنی تقدیم به پادشاه ثروتمند که ترجمه آن می آید:
 
*******************************************
*مرا سرزنش می کنند که چرا بخیل وتنگ نظر هستم اینان اگر بشکه های نفت ریاض
 
رامی دیدند کوتاه آمده و دست از ملامت میکشیدند.
 
*از صحرای عربستان طلای مذاب و مایع می جوشد و بدان وسیله سرزمین حجاز
 
سرسبز و خرم گشته است

*من به خوبی نفت چیزی را ندیده ام ،که رنگ آن مشک سیاه را و بویش ، عنبر
 
عطرآگین را ماننده است

*ما بوسیله نفت از حاجیان پابرهنه ، لخت و عور و شپشو که به ما فخر می فروشند
 
 بی نیاز گشته ایم
 
در صورت تمایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید. 

*این حاجیان مالشان را شفیع گناهان خویش ساخته و مفلسانه به کشور ما می آیند
 
تا پاک شوند

*قربان آن نژاد سرخ وسفید صاحب دلار بروم ، هر چند که به هنگام طعام ، شراب
 
نوشند و گوشت خوک خورند

*آنها کیسه های پر از ریال برای ما می آورند و هرگاه قهر کنیم و ناز کنیم بیشترمان
 
میدهند

*وپس از انکه روزگارانی بر شتران گرگین سوار میشدیم اینک بر اتومبیل های
 
هودسن وکرایسلر می لمیم

*وهمه مهرویان زمین دراختیار ما هستند ، ما به سوی ایشان پرواز می کنیم و یا آنها رابه سوی ما به پرواز درمی آورند

*و قبلا ما به چنین بهشتی وعده داده شده بودیم که حوریان در آن پیرامون ما خواهند 
 
خوابید

*و ما به خاطر رسیدن به آن بهشت ، با دشمنان خدا می جنگیدیم و می خواستیم یهود
 
را هر کجا که باشند بپراکنیم

*اما پس زا آنکه عمو سام رنج جنگ و جهاد را از دوش ما برداشت نشسته و بر
 
همسایگان خود لبخند استهزا میزنیم

*البته این عقب نشینی نه به آن جهت بود که به بهشت بی رغبت گشته ایم بلکه راه
 
نفت به بهشت نزدیکتر است

*می گویند تو وعده داده بودی که پسرانت را فدایی کنی و پیروزی فلسطین راتضمین
 
نمایی

*از من می خواهند که مرد وفاداری باشم که آن مرد یهودی و پست و ناچیز است

*مگر من آقا وآقازاده نیستم؟ اگر دلم خواست به وعده ها عمل می کنم و اگر دلم
 
خواست انکار می کنم

*پس اگر ای عبدالله در این مورد مرا سرزنش می کنی من از حرف تو و سخن تو
 
درشگفتم!

*پس نیای تو پیشتر ، به دشمنی که پیروزمندانه آمده وسپاه در دروازه مکه پیاده
 
کرده بود گفت:

*شتران من ، شتران من ، که خانه پروردگاری دارد که آن را اگر بخواهد از دشمن
 
وآسیب او حفظ می کند

*چرا من از فلسطین حمایت کنم و پول و نفتم را در این راه خرج کنم و هدر دهم

*نه پدر من در قدس آرمیده و نه نیاکان من در غزه آرامگاه دارند

*ولی ای بزرگواران وطن وزادگاه من نجد است در دهنا می میرم ومبعوث می شوم

*اگر می پذیرید که بدون صرف ریالی پادشاه شما باشم چه خوب و الا مرا رها کنیدو
 
پراکنده شوید

*مگر نه آن است که اسرائیل از من خیبر را می خواهد ، می خواهم اصلا خیبری نباشد

*هرگاه اسرائیل آن را ( خیبر ) از من خواست دو دستی تقدیم کرده می گویم خوش
 
آمدید ای پسر عموهای من ،چاق و فربه شوید
 
***********************************
نقل از کتاب : تاریخچه ، نقد و بررسی وهابی ها
 
( ترجمه و نگارش : سید ابراهیم سید علوی )
+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/٢/٢ ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()