همه چیز از همه جا


خراب آباد











 

روبس پیر یکی از انقلابیون معروف فرانسوی بود که باعث اعدام عده بسیار زیادی از

مخالفان گردید , ولی سرانجام خود نیز محکوم به مرگ شد و سرش به وسیله گیوتین از

بدن جدا گردید . یکی از سیاستمدارانی که به طرز معجزه آسایی توانسته بود از تیغه

گیوتین جان سالم به در ببرد , پیشنهاد داد روی سنگ قبر او این جمله را حک کنند:

 

«ای عابر,بر مرگ من گریه نکن! زیرا اگر من زنده بودم ,تو مرده بودی!»




+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


نقل از کتاب شرح حال رجال ایران-ج1:
 
«...در مرداد ماه سال 1328 خورشیدی که ملک عبدالله پادشاه اردن هاشمی در تهران
 
توقف داشت و از طرف شهرداری صورت ریز مخارج داده شده بود , یک قلم کرایه آفتابه
 
برای تطهیر , شش هزار ریال در صورت مخارج ذکر شده بود و کسی هم نبود که از
 
متصدیان پذیرایی چند روزه پرسش و بازخواست کند که چگونه امکان دارد کرایه آفتابه
 
برای چند روز 6 هزار ریال بشود.»


+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


 

اشتاد یشت


(ایزد بانوی راستی)

 

**************
به خوشنودی فر ایرانی مزدا آفریده


گفت اهورا مزدا زرتشت را:


من آفریدم فر ایرانی را


آن دارنده رمه


آن دارنده دارایی


آن فزاینده خرد و دانش


آن شکننده رشک


آن کوبنده خشم (1/18)


فر ایرانی


نابود کند اهریمن آزار رسان را


دور سازد خشم را


شکست دهد دیو خواب را


بر افکند سرمای سخت را


فرو کوبد دیو خشکسالی را... (2/18)...


فرا گیرد فر ایرانی


همه سرزمین های ایرانی را


آنگاه که ستاره تشتر شتابنده شود


بادها وزان شوند


باران ها ریزان شوند


و بهره دهند همه چکاد کوه ها را


ژرفای همه دره ها را


همه رودها را


همه گیاهان سرسبز زیبا را... (6/18)


درود به فر ایرانی مزدا آفریده (9/18)

****************************** 

از کتاب : سرودهایی از اوستا (رضا مرادی غیاث آبادی) 

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


 

یک روز خبر نگاری از انیشتن پرسید : در جنگ سوم جهانی چه اسلحه ای بکار خواهد

رفت ؟ اینشتن جواب داد : جنگ سوم را دقیقا نمی دانم , ولی با قاطعیت می توانم

 بگویم  که در جنگ چهارم جهانی مردم با سنگ و چماق با هم جنگ خوا هند کرد .

 
 
+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


 

یک بار که بوش با ملکه انگلیس صحبت می کردند بوش از ملکه راز موفقیتش را  

      می پرسه !؟ ملکه هم جواب می دهد که من هر چی آدم باهوش هست دور خودم

جمع کردم . بعد سریع زنگ می زنه به بلر و ازش می پرسه : پدر و مادر تو یک پسر غیر

تو دارند که برادر تو نیست پس کیه ؟ بلر هم سریع جواب می ده اون پسر خودمه . بوش

که حیرت زده شده بود , بعد از بازگشت , رامسفلد را احضار میکنه و همون سوال را

ازش میپرسه ! , بعد کلی فکر که به نتیجه  نمی رسه قرار میشه که با پاول و رایس و

غیره  مشورت کنند . بالاخره  بعد کلی جلسه اعضا دولت , رایس به بوش خبر  میده که

جواب پسر رامسفلد می شه ! بوش عصبانی جواب میده :

 

« نه احمق , جواب پسر تونی بلره ! »

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


 

دکتر ویلیام اوسلر , پزشک و مورخ نامی انگلیس , دانشجویی را امتحان می کرد . در

حین امتحان از او پرسید : اگر مریضی به فلان مرض دچار گردد چه مقدار از فلان دارو

برایش تجویز خواهی کرد؟  دانشجو پس از اندکی فکر جواب داد . ولی 4 دقیقه بعد 

بازگشت و گفت آقا اشتباه  کردم ! اجازه بدهید از نو جواب دهم.


اوسلر به ساعتش نگاه کرد و گفت: فایده ندارد , مریض شما 3 دقیقه پیش مرد!



+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


 

مرحوم تختی به قدری در رفتار و کردار بی نیاز بود که برای بعضی ها باور کردنی
 
نیست . حجب و حیایش بی نظیر بود . یادم می آید روزی یکی از دوستانش پیشنهاد
 
کرد : من یک چلو کبابی لوکس تاسیس میکنم و اسمش را تختی می گذارم .


تو هم روزی یکی دو ساعت حوالی ظهر به آنجا سری بزن و برو .
 

 50 درصد سهم آن را هم به تو منتقل می کنم.


به هنگام طرح این پیشنهاد , رنگ و روی تختی سرخ شد .


دست هایش را از ناراحتی به هم مالید و بعد گفت :برو که قدت را نبینم!


و این حداکثر ناسزایی بود که تختی در عصبانیت شدید ذکر می کرد.


خاطره از فیروز مجللی
+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


 

  • امام علی (ع) : برترین شرافت ادب است.


****************************
آدمی زاد اگر بی ادب است آدم نیست


فرق در بین بنی آدم و حیوان ادب است

(فصاحت راضی)
***************
از خدا جوییم توفیق ادب

 

بی ادب محروم ماندازلطف رب

(مولوی)
***************
  • حقا که ادب تاج سر مردان است.(صادق لاهوری)


  • نیست مرد بی ادب صاحب مقام(عطار)


  • ادب, آب حیات زندگانی است.


  • ادب مرد بهتر از زر اوست.


  • با ادب باش تا بزرگ شوی.


  • ادب خرجی ندارد ولی همه چیز را می خرد.


+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


پس از دستگیری مصدق در 28 مرداد , شاه که از مصدق سخت کینه داشت تصمیم
 
گرفت او را محاکمه کند و به اصطلاح خود در پیشگاه ملت بی آبرو سازد.

سرلشکر آزموده مامور محاکمه می شود و سعی میکند او را لا مذهب و بی دین معرفی
 
کند .مصدق در محکمه نظامی متوجه این سوء نیت دادگاه می شود و در جواب

سوال دادستان که می پرسد چه مذهبی دارید به طعنه پاسخ می دهد:

«اگر آقای دادستان اجازه بدهند شیعه هستم!»

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


یک بار بوش با اولمرت درد و دل می کنه که خسته شدم از بس که تو روزنامه ها مسخرم کردند و
 
بهم میگند احمق . اولمرت دلداریش می ده  و می گه من امروز نشونت می دم که  از  تو احمق تر
 
هم هست ! بعد بوش را می بره  و یه  تاکسی در بست می کنه  و  به راننده تاکسی می گه : برو
 
به  این آدرس می خوام ببینم که خودم خونه هستم یا نه ! راننده هم بدون هیچ حرفی راه می افته . 

بعد رسیدن اولمرت به بوش می گه دیدی از تو احمق تر هم هست؟

بوش جواب می ده :  آره , خوب می تونستی زنگ بزنی!

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


با صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص) و دعا برای فرج آقا امام زمان(عج)
 
فرخنده میلاد امام حسن عسکری(ع) را به همه شیعیان
 
تبریک عرضمی کنم.

به امید ظهور منتقم آل رسول و روزی که در کنار خود حضرت جشن بگیریم.

بر   آل  رسول  و  علی  ولی      از آنها که پاکیزه اند و جلی

که بر این دو وآلشان بیشمار       درود  و  سلام  خداوند گار
 
+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۸ ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


زمانی فتحعلی شاه شعر می گفت و خاقان تخلص می کرد. روزی قطعه ای از اشعار خود را بر ملک الشعرا صبا می خواند و نظر او را می پرسد. وی بدون تامل میگوید: شعری خالی از معنی و پوچ است.خاقان چنان از این حرف عصبان  می شود که دستور می دهد وی را به اصطبل برده و بر سر آخور ببندند.باز مدتی بعد فتحعلی شاه شعری دیگر برای ملک الشعرا می خواند و نظر او را می خواهد,در این هنگام ملک الشعرا به طرف در خروجی حرکت می کند.فتحعلی شاه با تعجب می پرسد کجا؟ ملک الشعرا هم می گوید: قربان به اصطبل بر سر آخور!دیگر فتحعلی شاه به ملک شعرا شعر عرضه نکرد!
+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢٦ ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


مرحوم محمود نریمان وزیر دارایی دکتر مصدق که در اخرین روزهای زندگیش در

سختی وتنگ دستی قرار داشت , اگر چه ظاهرش حکایت  از تنگ دستی نداشت , اما

دوستانش می دانستند که ایشان در خا نه ای محقر در انزوا  قرار دارند .  ابتهاج مدیر

بانک  ایرانیان  از وی می خواهد در ان بانک متصدی  امر وصایت  و قیمومیت  شود و

هر ماه حقوق زیادی بدست آورد. ولی نریمان نپذیرفت .  تکیه کلام وی همیشه این بود: 

"بهای زندگی در این است که انسان بمانیم."

یادش گرامی

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢٦ ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ  توسط مهدی  نظرات ()