همه چیز از همه جا


خراب آباد











 

در دوران جنگ سرد در برلین شرقی طبق مقررات افراد مجبور بودند

همیشه اطلاعات لازمه مربوط به خود را در اختیار دولت قرار دهند. افراد

خوانواده ها عادت کرده بودند که وقت خروج از خانه بنویسند در مدت غیبت

از خانه کجا هستند و بر روی در بچسبانند. در روی یک ورقه چنین نوشته

شده بود:

"اول شب در باشگاه حزب کمونیست هستم و زودتر از ساعت 12 بر نمی گردم. زنده باد حزب. بابا"

" اول شب در باشگاه حزب کمونیست هستم و زودتر از ساعت 12 بر نمی گردم. زنده باد حزب.مامان"

" باید در جلسات قرائت اساس نامه حزبی حضور داشته باشم . دیر برمی گردم. زنده باد حزب.گرتا"

" تا ساعت 11 در فوتبال شبانه سندیکا هستم. شرکت اجباری است. زنده باد حزب.یوهان"

و در اخر نامه:

" هر چه را در آپارتمان شما بود, بردم. زنده باد حزب. دزد"
+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۱ ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


  بالزاک که گفته می شود از آثار او می توان جامعه قرن 19 فرانسه را شناخت ,همیشه از نظر مخارج نسبت به درامد درگیر بود. لذا از روش های گوناگون امرار معاش میکرد . مثلا در بعضی از رمان های خود بااستادی خاص صحبت از یک کلاه فروشی شیک پاریس می کرد و در مقابل کلاه فروش شیکترین کلاه های خود را به او هدیه می داد.
+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۱ ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()


بعد از جنگ روس ,به جهت مصلحت دولتی ,بعضی از روسا را که در خدمتگزاری کوتاهی کرده بودند بخشیده و بعضی از انها به حکومت ومناصب از طرف نایب السلطنه رسیدند,و بعضی که نهایت خدمت را انجام داده بودند از کار برکنار یا فقط تشویق کمی شدند. روزی نایب السلطنه از علی مردان خان تبریزی که از خدمتگزاران صادق بود احوال پرسی می کند . علی مردان خان می گوید: فدایت شوم , حالتی بین الحالتین دارم , نه چندان خیانت کرده ام که به مناصب ارجمند سر افرازی یابم و نه چندان خدمت کرده ام که از گرسنگی شرمنده اهل وعیال شوم!

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱/٢۱ ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ  توسط مهدی  نظرات ()